دوره و شماره: دوره 30، پاییز و زمستان 26 - شماره پیاپی 26، اسفند 1402، صفحه 1-351 
مقاله پژوهشی اقتصاد شهری

تأثیر عوارض شهرسازی بر سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در مسکن

صفحه 1-29

https://doi.org/10.22067/erd.2023.82454.1182

زریر نگین تاجی، سید عطاءالله سینائی

چکیده شهرداری‌ها در ایران وابستگی بالایی به درآمدهای حاصل از بخش مسکن و شهرسازی دارند و شهرداری تهران نیز از این قاعده مستثنی نیست. ازاین‌رو، تأمین منابع درآمدی لازم برای اداره شهر، به‌ویژه در شرایط رکود بخش مسکن، از مهم‌ترین موضوعات پیش روی شهرداری‌ها است. در شرایط رکود، شهرداری تهران همواره سعی کرده تا با تخفیفاتی در عوارض شهرسازی، منابع درآمدی موردنیاز خود را تأمین نماید. هدف این مقاله، بررسی اثر عوارض شهرسازی بر سرمایه‌گذاری در مسکن شهر تهران است. برای انجام این کار، از داده‌ سال‌های 1400-1380 و روش خودرگرسیونی با وقفه‌های توزیعی استفاده شده است. نتایج مدل در بلندمدت نشان می‌دهد که عوارض شهرسازی بر سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در مسکن شهر تهران تأثیر معنی‌داری ندارد؛ بنابراین اعمال تخفیفات در عوارض مذکور شاید در کوتاه‌مدت باعث تأمین منابع درآمدی لازم برای شهرداری تهران گردد، اما در بلندمدت تأثیری نخواهد داشت. همچنین مدل بلندمدت نشان می‌دهد سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در مسکن تهران تحت تأثیر متغیرهای کلان اقتصادی مانند تولید ناخالص داخلی و نقدینگی است و همچنین بازدهی دارایی‌های رقیبی مانند سکه طلا است.

مقاله پژوهشی اقتصاد کلان

بررسی اثر سرریزی نوآوری بر رشد اقتصادی

صفحه 30-57

https://doi.org/10.22067/erd.2023.80375.1159

هادی کشاورز، رمضان حسین زاده

چکیده نوآوری یکی از عوامل اصلی در دستیابی به رشد اقتصادی پایدار است که علاوه بر اثرات مستقیم بر رشد اقتصادی یک کشور یا منطقه می­تواند دارای اثرات سرریزی نیز باشد. بر این اساس هدف این مطالعه بررسی اثرات مستقیم و غیرمستقیم (سرریزی) نوآوری بر رشد اقتصادی در کشورهای گروه دی­هشت در دوره زمانی 2012-2021 است. شاخص نوآوری در نظر گرفته ­شده، شاخص نوآوری جهانی (GII) بوده و برای بررسی اثرات سرریزی نوآوری از مدل اقتصادسنجی دوربین فضایی (SDM) استفاده شده است. همچنین ماتریس وزنی فضایی (W) بین کشورهای موردمطالعه بر اساس وزن تجارت بین کشورها ایجاد شده­است. نتایج مدل نشان داده است که همه متغیرهای مدل شامل تشکیل سرمایه، نیروی کار، باز بودن تجاری سرمایه­گذاری مستقیم خارجی و نوآوری بر رشد اقتصادی کشورها دارای اثرات مستقیم و معنادار بوده است. تشکیل سرمایه و نوآوری بیشترین ضریب اثرگذاری مستقیم را بر رشد اقتصادی کشورها داشته­اند. بررسی اثرات سرریزی (غیرمستقیم) نشان داده است که نوآوری دارای اثرات سرریزی مثبت و معنادار بر رشد اقتصادی کشورها داشته است.

مقاله پژوهشی

بررسی تأثیر ساختار بازار نفت خام دوبی و عمان بر روی نفت خام ایران در بازار آسیا

صفحه 58-86

https://doi.org/10.22067/erd.2023.79779.1152

سید عبداله رضوی، محمد باقر بیات

چکیده هدف مقاله حاضر بررسی لایه‌های مالی بازار نفت دوبی شاخص بازار آسیا بر روی قیمت نفت خام‌های عمان و ایران است. در این راستا با استفاده از روش گارچ چند متغیره و داده‌های سری زمانی روزانه سال 19-2010 به بررسی تأثیر ساختار مالی بازار نفت آسیا بر روی قیمت نفت ایران پرداخته‌شده است؛ بورس‌های نفتی و عوامل تأثیرگذار بر ساختار مالی بازار نفت (کانتانگو و بکواردیشن) تأثیر چشم‌گیری بر قیمت نفت خام‌های شاخص و سایر نفت خام‌های بازار نظیر ایران دارند. نتایج نشان می‌دهد که رابطه منفی بین تأثیرات بازار سرمایه و قیمت نفت خام وجود دارد. کانتانگو بودن بازار و همین‌طور قیمت نفت خام‌های شاخص در تعیین قیمت نفت خام ایران تأثیرگذار است و رابطه منفی بین این متغیرها و قیمت نفت خام وجود دارد. علاوه بر تمامی موارد یادشده در تخمین‌ها به بررسی مواد دیگری ازجمله کیفیت نفت خام، موقعیت خرید و قیمت آتی‌های نفت خام شاخص برنت در و تأثیرات آن‌ها پرداخته شد که نتایج برآورد تخمین معادلات تأثیر مثبت این عوامل را بر تعیین قیمت نفت خام ایران نشان داده است.

مقاله پژوهشی اقتصاد منطقه ای

سنجش پایداری شاخص های گردشگری به‌عنوان هسته کلیدی بخش خدمات استان آذربایجان شرقی

صفحه 87-123

https://doi.org/10.22067/erd.2023.84582.1200

زینب برادران خانیان، زهرا آذری، داود بهبودی

چکیده هرچند که نگاه به بخش خدمات در فرایند توسعه متفاوت است، بخش خدمات غالب اقتصاد جهانی را تشکیل می­دهد و از ارکان اساسی فعالیت­های اقتصادی است که با ظهور شهرنشینی شکل گرفته و با گسترش آن پوشش وسیع­تری می­یابد. با توجه به اهمیت این بخش به‌عنوان یکی از بخش­های عمده اقتصادی و تأثیرگذاری در فرآیند توسعه کشور، این مطالعه با هدف شناسایی هسته­های کلیدی بخش خدمات استان آذربایجان­شرقی انجام شده است. در گام نخست با استفاده از مدل MSA به شناسایی و اولویت‌بندی هسته‌های کلیدی بخش خدمات استان آذربایجان شرقی پرداخته است که یافته‌ها نشان می‌دهد زیر بخش گردشگری به‌عنوان هسته‌ کلیدی بخش خدمات با امتیاز 72/0 انتخاب شده است. در گام دوم با استفاده از ادبیات موضوع 5 شاخص گردشگری پایدار شامل شاخص­های اقتصادی، زیست­محیطی، فرهنگی، اجتماعی و نهادی تدوین و با استفاده از ابزار پرسش­نامه و آمار موجود در سالنامه­های آماری استان و در محیط برنامه­نویسی پایتون مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفته که نتایج حاصل بیانگر این است که گردشگری پایدار در استان آذربایجان­شرقی در مقیاس کلان با امتیاز 256/0 از یک واحد قرار دارد و علی­رغم وجود جاذبه­ها و پتانسیل­های موجود در این بخش جایگاه مناسب خود را نیافته است و تا رسیدن به پایداری فاصله زیادی دارد. همچنین بررسی وضعیت شاخص­های پنج­گانه نشان می­دهد که شاخص زیست­محیطی با امتیاز 299/0 از واحد، بالاترین امتیاز را در میان سایر شاخص­ها به خود اختصاص داده است؛ این در حالی است که شاخص اجتماعی با 166/0 از کمترین امتیاز در گردشگری پایدار برخوردار است.

مقاله پژوهشی جامعه شناسی اقتصادی

جایگاه نهادها در توسعه یافتگی نروژ

صفحه 124-162

https://doi.org/10.22067/erd.2024.83315.1188

رضا رحمتی

چکیده یکی از مهم­ترین مباحثی که در خصوص توسعه موردتوجه است، توجه به شکل­گیری و کارکردهای نهادی است. نهادهای اقتصادی و سیاسی، به‌واسطه نقش تعیین‌کننده بر روی نظام­ها و خرده­نظام­های اقتصادی، می­توانند ترتیبات توسعه­ای به­وجود آورند. درعین‌حال، فقدان نهادها، می­توانند زمینه­های عدم پویایی و پایایی سیستم را به­وجود آورند. نظام­های اقتصادی با منابع بسیار زیاد، درصورتی‌که از پتانسیل­های نهادی استفاده نکنند، درگیر بحران در سیستم­های تولید، توزیع و مصرف خواهند شد. مطالعات نهادی جایگاه ویژه­ای در چند دهه تحقیقات محققان اقتصاد سیاسی داشته است. نهادها سبب شکل­گیری اقتصادهای متمایز می­شوند به­گونه­ای که تفاوت بین نتایج در اقتصاد سیاسی را در تفاوت نهادها قلمداد کرده­اند. نمونه نروژ، نمونه­ای موفق در اقتصاد سیاسی محسوب می­شود که بر اساس شاخص­های توسعه سیاسی و اقتصادی می­توان برآیند زمینه­های نهادی آن را مشاهده کرد. نروژ از سطح بالای غنای منابع ازجمله نفت، انرژی آبی، ماهی، مواد معدنی و جنگل­ها برخوردار است. بااین‌حال درنتیجه تفاوت­های عمده­ای در شاخص­های توسعه‌یافتگی با کشورهای دیگری را که از منابع سرشار برخوردار هستند، تجربه می­کند. نروژ به­عنوان یکی از دولت­های اصلی اسکاندیناوی، مدل توسعه­ای بر اساس آموزه­های دولت رفاه را دنبال کرده است. سؤالی که به­وجود می­آید این است که معمای توسعه­یافتگی نروژ علی­رغم وجود منابع سرشار شبیه به نفت چیست؟ در پاسخ به این سؤال، با استنباط از رویکرد نهادگرایی در اقتصاد سیاسی، به تأثیر نهادها (خرده نهادها)ی سیاسی به­عنوان بخش مهمی از توسعه­یافتگی در نروژ توجه خواهد شد. این فرضیه از این حیث اهمیت دارد که راهکارهای برون­رفت از اقتصاد رانتیر و نفتی در ایران در آن نهفته است؛ چراکه تجربه زیست توسعه­یافتگی نروژ در نهادسازی نفتی، نهادهای سیاسی، دموکراسی، رفاه اجتماعی و ... می­تواند در نهادسازی در ایران موردتحقیق قرار گیرد.

مقاله پژوهشی اقتصاد منطقه ای

بررسی تأثیر صراحت داده‌های دولتی بر رقابت‌پذیری با نقش میانجی اقتصاد دانش‌بنیان

صفحه 163-197

https://doi.org/10.22067/erd.2023.83526.1189

عزت اله اصغری زاده، مهدی اجلی، فرناز الماسیه

چکیده برای اجرای موفقیت‌آمیز نوآوری، توانمندی‌ها جهت کسب دانش، ایجاد دانش جدید و انتشار دانش در میان دیگران بسیار حائز اهمیت است. قابلیت نوآوری دانش‌بنیان و صراحت داده در سطح دولت، نهایتاً موجب افزایش سطح اقتصاد دانش‌بنیان به‌عنوان نیروی محرک برای بهبود رقابت‌پذیری یک کشور خواهد شد. هدف اصلی این پژوهش، بررسی تأثیر صراحت داده‌های دولتی بر رقابت‌پذیری در شرکت‌های دانش‌بنیان با نقش میانجی اقتصاد دانش‌بنیان است. این پژوهش ازلحاظ هدف کاربردی و ازنظر روش گردآوری داده­ها از نوع پیمایشی است. جامعه آماری شامل، مدیران و خبرگان صاحب‌نظر به تعداد 190 نفر هستند که اندازه نمونه با استفاده از نمونه‌گیری طبقه‌ای (گروهی) به‌صورت تصادفی و فرمول نمونه‌گیری از جامعه‌ی محدود و دقت 5 درصد، حدود 150 برآورد گردید. جهت تحلیل داده­ها از مدل‌سازی معادلات ساختاری با نرم‌افزار S-PLS بهره گرفته شد. یافته‌ها نشان از تأیید فرضیه‌های اصلی (تأثیر مثبت و معنادار صراحت داده دولتی بر شکل‌گیری اقتصاد دانش‌بنیان و تأثیر مثبت سطح اقتصاد دانش‌بنیان بر رقابت‌پذیری) و فرضیه‌های فرعی (تأثیر مثبت دسترس‌پذیری برخط داده دولتی بر شکل‌گیری اقتصاد دانش‌بنیان و تأثیر مثبت انتشار مجموعه‌داده پایدار بر شکل‌گیری اقتصاد دانش‌بنیان) دارد.

مقالات پژوهشی

تحلیل نقش و جایگاه سرمایه‌گذاری در صنعت گردشگری به‌منظور افزایش رقابت‌پذیری منطقه‌ای

صفحه 198-232

https://doi.org/10.22067/erd.2023.77827.1132

حمیرا بیکی تفتی، سمانه جلیلی صدرآباد

چکیده شهرها جاذبه‌های متنوعی شامل موزه‌ها، بناهای یادبود، سالن‌های تئاتر، استادیوم‌های ورزشی، بافت‌های تاریخی و مکان‌هایی مربوط به حوادث مهم یا افراد مشهور را دارا هستند که گردشگران بسیاری را جذب می‌کنند. استان یزد، یکی از مقصدهای مهم گردشگران داخلی و خارجی کشور بوده و ظرفیت‏های فراوانی را درزمینه توسعه انواع گردشگری دارد. علیرغم تلاش‌های انجام‌شده، دورنمای توسعه گردشگری این استان، نامشخص است. هدف پژوهش کشف رابطۀ بین سرمایه‌گذاری و جذب سرمایه در گردشگری منطقه‌ای و برنامه‌ریزی جهت هماهنگی این روابط برای رقابت‌پذیری منطقه است. این پژوهش با بررسی مبانی نظری و استخراج شاخص‌های مشترک جذب سرمایه به‌منظور ارتقا گردشگری و رقابت‌پذیری منطقه‌ای برای استان یزد برنامه‌ریزی می‌کند؛ به‌طوری‌که ابتدا شاخص‌های جذب سرمایه به‌منظور ارتقا گردشگری منطقه‌ای که دارای ارتباط با رقابت‌پذیری منطقه‌ای است شناسایی و به‌منظور بررسی این شاخص‌ها در استان یزد شاخص‌های هر مؤلفه درون طرح‌های فرادست استان یزد از طریق نرم‌افزار MAXQDA بررسی و میزان توجه هر طرح به هر مؤلفه مشخص شد. درنهایت به‌منظور تحلیل روابط متقابل مؤلفه‌های رقابت‌پذیری منطقه‌ای 5 مؤلفه به‌عنوان دادۀ ورودی به نرم‌افزار MicMAC استفاده شد؛ نتایج نشان می‌دهد از میان 5 مؤلفۀ بررسی‌شده در این تحقیق، 2 مؤلفه­ اقتصادی و مدیریتی-سیاسی به‌عنوان عوامل کلیدی مؤثر برجذب سرمایه در گردشگری به‌منظور رقابت‌پذیری منطقه‌ای در استان یزد انتخاب‌ شده است. با اولویت‌بندی شاخص‌های مؤلفه‌های اقتصادی و مدیریتی_سیاسی مشخص گردید که شاخص‌های سود و صرفۀ اقتصادی و ارزآوری، تبلیغات صحیح، هماهنگی سازمان‌های مرتبط با امور گردشگری، رقابت‌پذیری قیمتی صنعت سفر و گردشگری و نوآوری و خلاقیت به ترتیب دارای اولویت بوده است و با ارتقا این شاخص‌ها استان یزد می‌تواند با دیگر مناطق را از منظر جذب سرمایه در گردشگری رقابت کند.

مقاله پژوهشی اقتصاد رشد و توسعه

ارزیابی تأثیر ارزش‌افزوده آموزش بر رشد اقتصادی در استان‌های ایران

صفحه 233-267

https://doi.org/10.22067/erd.2024.80427.1162

مبینا زارعی، ُسید پرویز جلیلی کامجو، مهتاب طهماسبی، رامین خوچیانی

چکیده آموزش‌وپرورش یکی از مهم‌ترین نهادهای اجتماعی است. رابطه بین کیفیت آموزش و عملکرد اقتصادی همیشه از اهمیت بالایی برخوردار است. این اعتقاد که آموزش‌وپرورش تأثیر مهمی بر رشد اقتصادی و توسعه پایدار دارد، عموماً در بین جوامع مختلف مشترک است. هدف این پژوهش ارزیابی تأثیر متغیرهای ارزش‌افزوده آموزش، مخارج آموزشی سطح عالی و کیفیت آموزشی، نیروی کارآموزش دیده و موجودی سرمایه بر رشد اقتصادی در میان خانوارهای شهری در استان‌های ایران و در بازه زمانی 1398-1385 است. این پژوهش از پانل پویای تصادفی با کاربرد مدل گشتاورهای تعمیم‌یافته خود رگرسیونی فضایی SAR و با کاربرد ضرایب دومرحله‌ای آرلانو- باور/ بوندل– باند به‌منظور برآورد مدل اقتصادسنجی استفاده خواهد کرد. برای تعیین ماتریس مجاورت از روش مجاورت و همبستگی در قالب یک ماتریس مربعی 28 در 28 استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد وقفه اول متغیر وابسته GMM مثبت و معنادار است یعنی رشد اقتصادی این دوره به رشد اقتصادی سال گذشته بستگی دارد، وقفه اول فضایی SAR نیز مثبت و معنادار بوده و نشان می‌دهد چنانچه رشد اقتصادی در استان موردنظر افزایش یابد، بر رشد اقتصادی استان‌های مجاور نیز اثر مثبت دارد و باعث می‌شود که رشد اقتصادی به مناطق هم‌جوار سرریز شود. ارزش‌افزوده معنادار بوده و با ضریب 12/0 اثر مثبت بر رشد اقتصادی دارد، بیشترین اثر مثبت و معنادار را هزینه آموزش با ضریب 53/0 و کمترین اثر مثبت و معنادار را نیز موجودی سرمایه با میزان 0001/0 بر رشد اقتصادی در استان‌های ایران دارد.

مقاله پژوهشی تجارت الکترونیک

مدل‌سازی عوامل مؤثر بر گسترش عرضه‌ تجارت الکترونیک در ایران با یک رویکرد تلفیقی

صفحه 268-298

https://doi.org/10.22067/erd.2024.82509.1183

علی عالیور، محمد رضا آرمان مهر، محمد میرباقری جم

چکیده تجارت الکترونیک یکی از مؤلفه­های اقتصاد دیجیتال بوده و نقش مهمی در توسعه اقتصادی کشورها و رفاه جامعه دارد. طوری که اثرات اقتصادی و رفاهی توسعه تجارت الکترونیک بر کسی پوشیده نیست. براین اساس، در این پژوهش موضوع مدل‌سازی توسعه تجارت الکترونیک با رویکرد تلفیقی پویایی‌شناسی سیستم و اقتصادسنجی به‌عنوان نوآوری تحقیق موردتوجه واقع شده است. داده­های مورداستفاده در تحقیق از سازمان مرکز توسعه تجارت الکترونیکی و سایر منابع آماری معتبر کشور به‌صورت سری زمانی از سال 1385 تا سال 1400 جمع‌آوری گردیده و متغیرها تا افق 1410 پیش­بینی شده و فرضیه‌های مربوطه آزمون شده است. مطابق فرضیه اول، افزایش آگاهی دولت، کارآفرینان و مردم در طی زمان منجر به رشد بیشتر عرضه تجارت الکترونیک می­گردد. در فرضیه دوم، با افزایش کیفیت سیستم تجارت الکترونیک، عرضه ­کنندگان تجارت الکترونیک نیز افزایش می­یابد. بر اساس فرضیه سوم، افزایش درآمد سرانه ناشی از تجارت الکترونیک، منجر به افزایش عرضه­ کنندگان تجارت الکترونیک می­شود. نتایج حاصل از پژوهش نشان می­دهد که با افزایش تبلیغات، آگاهی مردم افزایش می­یابد و منجر به افزایش تعداد تقاضاکنندگان و افزایش تعداد عرضه‌کنندگان تجارت الکترونیک خواهد شد. همچنین حمایت­های دولت از زیرساخت­ها منجر به افزایش کارایی، امنیت تبادل اطلاعات و اعتماد مردم می­شود که درنهایت سبب افزایش عرضه­کنندگان تجارت الکترونیک می­گردد.

مقاله پژوهشی اقتصاد بین الملل

نظامی‌سازی، علت جهانی‌شدن یا معلول آن؟ (مطالعه کشورهای خاورمیانه با رویکرد علیت گرنجری مبتنی‌بر بوت‌استراپ)

صفحه 299-334

https://doi.org/10.22067/erd.2024.84724.1204

ابوالقاسم گلخندان، صاحبه محمدیان منصور

چکیده پیرامون رابطه جهانی‌شدن و نظامی‌سازی دیدگاه‌های متناقضی مطرح شده است. اگرچه بسیاری معتقدند که جهانی‌شدن و وابستگی متقابل به محدود نمودن نظامی‌سازی می‌انجامد؛ اما برخی ادعا می‌کنند که فرآیند جهانی‌شدن منجر به گسترش نظامی‌سازی می‌شود. در مقابل، گروهی معتقدند که جهانی‌شدن تأثیری بر روند نظامی‌سازی ندارد و این نظامی‌سازی است که فرآیند جهانی‌شدن را کند و یا تسریع می‌کند. در این راستا پژوهش حاضر به بررسی رابطه علیت بین جهانی‌شدن و نظامی‌سازی در کشورهای منتخب منطقه خاورمیانه (به‌عنوان منطقه‌ای که دارای سطح بالایی از نظامی‌سازی در جهان است)، با تمرکز بر تحلیل خاص هر کشور طی دوره‌ 2020-2000 پرداخته است. به این منظور از متغیرهای شاخص جهانی نظامی‌سازی (به‌عنوان شاخص نظامی‌سازی)، شاخص جهانی‌شدن KOF (به‌عنوان شاخص جهانی‌شدن) و رشد اقتصادی (به‌عنوان متغیر کنترل) استفاده شده است. برآورد مدل نیز با استفاده از آزمون علیت در پانل‌های مختلط نامتجانس که مبتنی‌بر مدل خودرگرسیون برداری (VAR) و آزمون‌های والد با مقادیر بحرانی بوت‌استراپ خاص هر کشور می‌باشد، انجام شده است. نتایج تجربی نشان‌دهنده وجود رابطه علیت یک‌طرفه مثبت از سمت نظامی‌سازی به جهانی‌شدن (فرضیه نظامی‌سازی منجر به افزایش جهانی‌شدن) در کشورهای مصر و اسرائیل، رابطه علیت یک‌طرفه منفی از سمت نظامی‌سازی به جهانی‌شدن (فرضیه نظامی‌سازی منجر به کاهش جهانی‌شدن) در کشورهای ترکیه و امارات، رابطه علیت یک‌طرفه منفی از سمت جهانی‌شدن به نظامی‌سازی (فرضیه جهانی‌شدن منجر به محدود نمودن نظامی‌سازی) در کشور عمان، رابطه علیت منفی دوطرفه بین نظامی‌سازی و جهانی‌شدن (فرضیه بازخورد) در کشور کویت و عدم وجود رابطه علیت بین نظامی‌سازی و جهانی‌شدن (فرضیه خنثی) برای کشورهای ایران، عراق، لبنان، اردن، بحرین و عربستان می‌باشد. همچنین، عدم وجود رابطه علیت بین جهانی‌شدن و نظامی‌سازی (یا فرضیه خنثی) برای کل پانل تأیید می‌شود.